تاریخ : شنبه, ۱۴ شهریور , ۱۴۰۵ 23 ربيع أول 1448 Saturday, 5 September , 2026
0
پای صحبت قهرمان اسبق ورزشی و کارآفرین، کوشا تیموری: بازی در میدانِ بزرگِ کسب‌وکار با روحیه قهرمانی

پای صحبت قهرمان اسبق ورزشی و کارآفرین، کوشا تیموری:

  • کد خبر : 9708
  • ۲۸ تیر ۱۴۰۵ - ۰:۴۲
پای صحبت قهرمان اسبق ورزشی و کارآفرین، کوشا تیموری:

بازی در میدانِ بزرگِ کسب‌وکار با روحیه قهرمانی   «دنیای کسب‌وکار، شباهت‌های شگفت‌انگیزی به میادین ورزشی دارد؛ جایی که تاب‌آوری در برابر شکست‌ها، نظم آهنین در برنامه‌ریزی و اشتیاق برای فتح قله‌های جدید، مرز میان موفقیت و ماندن در میانه‌ی راه را تعیین می‌کند. مهمان امروز ما، کسی است که این دو جهان را به […]

بازی در میدانِ بزرگِ کسب‌وکار با روحیه قهرمانی

 

«دنیای کسب‌وکار، شباهت‌های شگفت‌انگیزی به میادین ورزشی دارد؛ جایی که تاب‌آوری در برابر شکست‌ها، نظم آهنین در برنامه‌ریزی و اشتیاق برای فتح قله‌های جدید، مرز میان موفقیت و ماندن در میانه‌ی راه را تعیین می‌کند. مهمان امروز ما، کسی است که این دو جهان را به زیبایی در هم آمیخته است؛ او که همزمان با هدایت مسیرهای پرپیچ‌وخمِ کارآفرینی، با همان جدیت و تمرکزِ یک ورزشکار حرفه‌ای، محدودیت‌های خود را به چالش می‌کشد. در این گفتگو، می‌خواهیم ببینیم چگونه انضباطِ تمرینات ورزشی به او در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک تجاری‌اش کمک کرده و این ترکیبِ منحصر‌به‌فرد، چه نقشی در ساختن موفقیت‌های امروزش داشته است.»

 

  • خودتان و کسب‌وکارتان را معرفی کنید؟

«من کوشا تیموری  هستم

عضو اسبق تیم ملی کاراته و قهرمان جهان و اسیا و دانش اموخته ی دانشگاه شهید بهشتی تهران

مدیر عامل شرکت کوشا تجارت شکیب

و موسس برند دایراک و پیج مهندس رنگ

مسیر حرفه‌ای من از میدان‌های مبارزه کاراته شروع شد؛ جایی که یاد گرفتم هر میلی‌متر حرکت و هر ثانیه زمان، تعیین‌کننده پیروزی یا شکست است. اما من با دنیای رنگ و ساختمان از طریق “اجرا” وارد شدم. سال‌ها در پروژه‌های مختلف، با چالش‌های واقعی مهندسان و دردسرهای کیفیتِ نامناسبِ رنگ‌ها دست‌وپنجه نرم کردم. حالا، آن تجربه اجرایی را با روحیه انضباطی ورزش حرفه‌ای ترکیب کردم تا با راه‌اندازی برند دایراک از مرحله “اجرا” به مرحله “تولید هوشمند” بیایم. هدف ما فقط تولید رنگ نیست؛ ما در حال ساخت راهکارهایی هستیم که با همان استانداردی ساخته می‌شوند که من برای کسب مدال‌های جهانی به آن‌ها پایبند بودم: دقت، دوام و بی‌نقص بودن.»

«در ورزش، انضباط “اجباری” است (مربی و برنامه)، اما در بیزنس، انضباط “انتخابی” است. من سیستمِ “تمرینِ تکرار شونده” را در بیزنس پیاده کردم. همان‌طور که برای یک ضربه دقیق، هزاران بار تمرین می‌کردم، در کسب‌وکارم هم روی “استانداردسازی فرآیندها” تمرکز کردم. تفاوت در این است که در بیزنس، من خودم باید هم “مربی” باشم که برنامه می‌ریزد و هم “بازیکن” که با انعطاف‌پذیری، تغییرات بازار را مدیریت می‌کند.«در ورزش، انضباط “اجباری” است (مربی و برنامه)، اما در بیزنس، انضباط “انتخابی” است. من سیستمِ “تمرینِ تکرار شونده” را در بیزنس پیاده کردم. همان‌طور که برای یک ضربه دقیق، هزاران بار تمرین می‌کردم، در کسب‌وکارم هم روی “استانداردسازی فرآیندها” تمرکز کردم. تفاوت در این است که در بیزنس، من خودم باید هم “مربی” باشم که برنامه می‌ریزد و هم “بازیکن” که با انعطاف‌پذیری، تغییرات بازار را مدیریت می‌کند.

  • «بزرگترین «مهارتِ نرمی» که در اردوهای تیم ملی و تحت فشار مسابقات آموختید و امروز در دنیای تجارت به عنوان اصلی‌ترین ابزار بقا از آن استفاده می‌کنید، چیست؟»

مدیریتِ خود تحت فشار. در تیم ملی، وقتی در ثانیه‌های آخر مسابقه هستید، یا تسلیم می‌کنید یا تمرکزتان را دوبرابر می‌کنید. این مهارت که “در اوج استرس، خونسردیِ استراتژیک داشته باشید”، بزرگترین ابزار من در مذاکرات تجاری و مدیریت بحران‌های زنجیره تأمین است.»

  • «دنیای کسب‌وکار به اندازه ورزش قهرمانی پر از اضطراب و استرس است. وقتی در فضای بیزنس با یک بحرانِ غیرقابل‌پیش‌بینی روبرو می‌شوید، کدام تکنیکِ ذهنی یا خاطره از دوران ورزش‌تان به شما کمک می‌کند که آرامش خود را حفظ کنید؟»

«در کاراته، وقتی ضربه‌ای می‌خورید، نباید به درد فکر کنید، باید به “بازگشت” فکر کنید. در بیزنس هم وقتی با بحران (مثل تغییر قیمت مواد اولیه یا تأخیر در تأمین) روبرو می‌شوم، از تکنیک “تنفس کنترل شده و تحلیل سریع” استفاده می‌کنم. به جای غرق شدن در اضطراب، به جای “چرا این اتفاق افتاد؟” می‌پرسم “گام بعدی برای خروج از این وضعیت چیست؟

  • «به عنوان کسی که تجربه ایستادن بر سکوی اول را داشته، آیا تعریف شما از «موفقیت» پس از ورود به دنیای کارآفرینی تغییر کرده است؟ آیا هنوز هم پیروزی در بیزنس همان طعمِ مدال را برایتان دارد؟»

«بله، تغییر کرده است. در ورزش، موفقیت یعنی “بردن یک مسابقه” و ایستادن روی سکو. اما در کارآفرینی، موفقیت یعنی “ساختن یک سیستم ماندگار”. مدال طلا یک لحظه است، اما ساختن کارخانه‌ای که کارآفرینی ایجاد کند، شغل ایجاد کند و کیفیتِ پروژه‌های مهندسی را ارتقا دهد، لذتِ بسیار عمیق‌تر و پایدارتری دارد. پیروزی امروز برای من، لبخند رضایت یک مهندس پروژه است که می‌داند رنگ ما، پروژه‌اش را بیمه کرده است.

  • «آیا در تجارت هم مانند ورزش، «اصلِ رقابت» را دنبال می‌کنید یا مدل ذهنی خود را به سمت «همکاری و شبکه‌سازی» تغییر داده‌اید؟ کدام‌یک امروز موتور محرکِ رشدِ کسب‌وکار شماست؟»

«من معتقدم در سطح “تولید و کیفیت”، باید یک رقیب سرسخت بود تا استانداردهای بازار بالا برود. اما در سطح “رشد و توسعه”، من به دنبال همکاری و اکوسیستم‌سازی هستم. من می‌خواهم رقیبِ کیفیتِ دیگران باشم، اما شریکِ موفقیتِ مهندسان و پیمانکاران باشم. موتور محرک من، “رقابت برای برتری” است، اما ابزار پیشرفت من، “شبکه‌سازی با متخصصان” است.»

  • «کسب‌وکار شما دقیقاً چه گره‌ای از بازار باز می‌کند که پیش از حضور شما، یا پاسخی نداشت و یا به شکل ناقص به آن پرداخته می‌شد؟

«گره اصلی در بازار رنگ، **”فاصله بین وعده فروشنده و واقعیتِ اجرا است. بسیاری از برندها روی کاغذ عالی هستند، اما در میدان اجرا، کیفیت افت می‌کند. ما این گره را باز کردیم: ما از دیدگاه “مجری” تولید می‌کنیم. ما دقیقاً می‌دانیم مهندس پروژه در لایه دوم یا سوم اجرا با چه مشکلاتی (مثل چسبندگی، تغییر رنگ ، عایق بودن یا زمان خشک شدن) روبرو می‌شود. محصول ما، پاسخ به نیازهای عملیاتیِ مهندسان است، نه فقط یک کالای تزئینی.»

  • «در بازاری که پر از رقبای باتجربه است، برند شما با چه «ویژگیِ متمایزی» توانسته مشتریان را متقاعد کند که به جای برندهای قدیمی‌تر، سراغ خدمات یا محصولات شما بیایند؟

«تمایز ما در تضمینِ عملکرد است. رقبای قدیمی شاید بر اساس “سابقه” پیش می‌آیند، اما ما بر اساس “تکنولوژی و درکِ نیاز” پیش می‌رویم. ما محصولی می‌آوریم که “قابل پیش‌بینی” است. مهندس دوست دارد بداند دقیقاً با چه چیزی روبرو است؛ ما آن “قطعیت” را به او می‌فروشیم.»

  • «چگونه از اعتبار و پرسونای ورزشی خود برای اعتمادسازی اولیه در برندتان استفاده کردید و چه زمانی متوجه شدید که برندتان به قدری قوی شده که می‌تواند بدون اتکا به نامِ «ورزشیِ» شما، به تنهایی در بازار قد علم کند؟

«نام من در ابتدا درِ ورود به اتاق‌های مذاکره بود و اعتماد اولیه را جلب می‌کرد، چون مردم می‌دانستند یک قهرمان، “دیسیپلین” دارد. اما به مرور، وقتی پروژه‌های بزرگ با محصول ما بدون مشکل اجرا شدند، نام برند ما از نام شخصی من مستقل شد. امروز مشتری ما به خاطر “کارکرد فنی”به ما مراجعه می‌کند، نه به خاطر سوابق ورزشی من. برند ما حالا خودش یک “قهرمانِ فنی” در بازار است.»

  • «از زمان راه‌اندازی تا امروز، بزرگترین مانعِ غیرمنتظره‌ای که در فرآیندهای عملیاتی یا زنجیره تأمین با آن مواجه شدید چه بود و چگونه آن را مدیریت کردید؟

«بزرگترین چالش، نوسانات شدید در زنجیره تأمین مواد اولیه تخصصی بود. مدیریت آن با “تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان” و “مدیریت هوشمند موجودی” انجام شد. من همان‌طور که در مسابقات باید همیشه “پلن B” داشته باشم، در بیزنس هم همیشه در حال آمادگی برای سناریوهای مختلف هستم .

  • برای توسعه کسب و کار خود چه ارگان یا نهادهایی در سطح استان میتوانند حامی شما باشند؟

«برای تبدیل شدن از یک کارخانه تولیدی به یک قطب تکنولوژی رنگ، نیاز به تعامل با “سازمان‌های دولتی  و  اتاق‌های بازرگانی و مهندسان و پروژه های مختلف و برای صادرات، و همچنین مجموعه‌های حمایت از نوآوری و کارآفرینی استان” داریم. ما به دنبال هم‌افزایی با نهادهایی هستیم که از “تولیدِ ملی” حمایت می‌کنند.»

  • «در دنیای ورزش، «دقت» حرف اول را می‌زند. این وسواسِ روی جزئیات و استانداردهای کیفی، چگونه در فرآیند تولید یا ارائه خدمات شما به یک اصلِ غیرقابل‌تغییر تبدیل شده است؟»

«در کاراته، اگر یک میلی‌متر خطا در ضربه باشد، امتیاز از دست می‌رود. این وسواس را به خط تولید آورده‌ایم. برای ما، استاندارد، یک “هدف” نیست؛ بلکه “حداقلِ انتظار” است. ما فرآیند تولید را به گونه‌ای طراحی کردیم که خطا در آن به حداقل برسد، چون می‌دانیم یک باگ کوچک در تولید، می‌تواند یک فاجعه بزرگ در یک پروژه ساختمانی ایجاد کند.»

  • چشم‌انداز اقتصادی شما برای ۵ سال آینده چیست؟

«در ۵ سال آینده، ما می‌خواهیم از یک تولیدکننده محلی به یک “رهبر تکنولوژی رنگ”** در سطح منطقه تبدیل شویم. هدف ما توسعه خطوط تولید هوشمند، ورود به بازارهای صادراتی و تبدیل شدن به نامی هستیم که وقتی صحبت از “رنگ‌های مهندسی و تخصصی” می‌شود، اولین و معتبرترین گزینه باشد.»

  • و سخن پایانی

«در پایان می‌خواهم بگویم که من از میدان مبارزه به میدان تجارت آمده‌ام، اما قوانین تغییر نکرده‌اند: “آمادگی، انضباط و تلاش برای برتری”. من اینجا هستم تا ثابت کنم می‌توان با نگاهی ورزشی و قلبی مهندسی، صنعت تولید کشور را به سطحی بالاتر برد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک کوتاه : https://www.sanatweekly.ir/?p=9708