تاریخ : شنبه, ۲ تیر , ۱۴۰۳ 16 ذو الحجة 1445 Saturday, 22 June , 2024
0

بازگشت به مفهوم وطن در قالب ناسیونالیسم فرهنگی

  • کد خبر : 7429
  • ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۲۱:۳۶
بازگشت به مفهوم وطن در قالب ناسیونالیسم فرهنگی

بازگشت به مفهوم وطن در قالب ناسیونالیسم فرهنگی

گفتگوی حسن گوهرپور با ابراهیم خدایار به بهانۀ انتشار کتاب «زرافشان شعر»

دکتر ابراهیم خدایار رئیس انجمن علمی نقد ادبی ایران و دانشیار زبان و ادب فارسی دانشگاه تربیت مدرس است، او به دلیل ماموریت فرهنگی نزدیک به ۵ سال در کسوت رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ازبکستان (۱۳۸۱ – ۱۳۷۸) و تاجیکستان (۱۳۹۵ – ۱۳۹۴) حضور داشت و در این ایام هر کاری را که به تقویت پیوندهای مردمان دو منطقه می‌انجامید در دستور کار خود قرار داد. خودش معتقد است که اندیشۀ تالیف کتاب «زرافشان شعر؛ مفهوم‌شناسی وطن در دیوان گل‌رخسار صفی‌آوا» را باید مرتبط با همان‌ سال‌ها دانست.

ایران فرهنگی غیر از هستۀ اصلی آن که امروز ما در آن زیست داریم، بخش‌هایی از آسیای مرکزی، افغانستان، قفقاز و جنوب روسیه و بخش‌هایی از پاکستان امروزی و شمال عراق امروزی است، که البته اگر بخواهیم این نفوذ فرهنگی را گسترده‌تر هم ببینیم می‌توان شمال چین، بخش‌هایی از قرقیزستان امروز (فرغانه) و ازبکستان و شمال هند و آسیای صغیر تا بالکان را هم به آن بیافزاییم، در این کتاب شما مشخصاً به فرارود یا ماورالنهر پرداخته‌اید که گل‌رخسار صفی‌آوا هم در آن حضور فرهنگی داشته است، استنباط شما از جایگاه  ماورالنهر در ایران فرهنگی چیست؟

ببینید، نقش ماورالنهر در شکل‌گیری زبان و ادب فارسی و کیفیت‌بخشی به فارسی زبانان جهان ایرانی بسیار برجسته است. این منطقه از نظر جغرافیایی هر چند تا سدۀ دهم هجری (سیزدهم میلادی) با ایران دارای سرنوشت سیاسی و فرهنگی مشترک بود، اما از این تاریخ به بعد با تشکیل سلسله «صفوی» در ایران و «شیبانیان» در بخارا از نظر مذهبی و سیاسی سرنوشت مستقل یافت.

 

در نیمه دوم سدۀ نوزدهم روسیه بخش بزرگی از این منطقه را به اشغال خود درآورد و ابتدا با از بین بردن خان‌نشین «خوبند» (۱۸۷۶م)، دو خان‌نشین «خوارزم» (۱۸۷۳م) و بخارا (۱۸۶۸ م) را تحت قیومیت خود در آورد؛ این وضعیت تا سال ۱۹۲۴ میلادی ادامه یافت تا اینکه با تقسیم‌بندی‌های نوین در منطقه، ۵ جمهوری مستقل در آسیای مرکزی تشکیل شد، با تأسیس این جمهوری‌ها که با شکل‌گیری هویت‌های بومی و تغییر هویت فارسی به تاجیکی (تغییر زبان فارسی به تاجیکی و خط فارسی به خط لاتین و بعدتر سیریلیک) همراه بود، روند دوری مردم فارسی‌زبان منطقه به ویژه تاجیکانِ آریایی‌نژاد از میراث خود بیشتر نمایان شد.

آیا این دوری سیاسی باعث شد که بخشی از اهالی فرهنگ و ادبیات به فکر این بیافتند که  نگاه‌های ناسیونالیستی به گذشته و البته زبان و ادب فارسی را احیاء کنند؟ این فرایند از چه زمانی آغاز شد؟

شاید بشود گفت که مرگ استالین (۱۹۵۳) و سپس کسب استقلال کامل جمهوری‌های آسیای مرکزی از اتحاد شوروی سابق (۱۹۹۱) میل بازگشت به میراث نیاکان را در میان تاجیکان این سرزمین احیا کرد؛ این میل در قالب شکل‌گیری ناسیونالیسم قومی در میان مردم آن منطقه نمودار شد. رنگ و بوی ناسیونالیسمِ شکل‌گرفته در میان تاجیکان را می‌توان علاوه‌بر شباهت ظاهری آن با الگوهای کلی در منطقه که بیشتر بر پایه‌هایی قومی استوار بود، در فضای ملی و فرهنگی تحلیل کرد؛ بنابراین آن‌ها توانستند با رخنه در تاریخ مشترک و بازخوانی آن، با فارسی‌زبانان ایران پیوندی وثیق برقرار کنند.

و «گل‌رخسار صفی‌آوا» هم جزو مهمترین شاعرانی بود که در این عرصه گام برداشت.

بله دقیقاً؛ «گل‌رخسار صفی‌آوا» هم یکی از تاثیرگذارترین شاعران معاصر تاجیکستان در روند شکل‌گیری و گسترش این نوع ناسیونالیسم فرهنگی بود. جالب است بدانید که دیوان این بانوی شاعر سرشار از دعوت به یکرنگی‌هاست.

برویم سراغ کتاب «زرافشان شعر؛ مفهوم‌شناسی وطن در دیوان گل‌رخسار صفی‌آوا» این کتاب چند فصل دارد؟

این کتاب ۵ فصل دارد، در فصل نخست به مقدمه و کلیات موضوع پرداخته‌ام و مباحثی چون پرسش‌های پژوهش، فرضیه‌های پژوهش، پیشینۀ پژوهش و جنبه نوآورانۀ آن، درباره شعر معاصر تاجیک و گل رخسار صفی آوا، آثار پژوهشی در زمینه مفهوم وطن، روش پژوهش، شیوه جمع‌آوری اطلاعات و جامعه آماری پژوهش، اهداف پژوهش و … طرح موضوع شده است.
در فصل دوم که عنوانش «دختر زرافشان» است، به سیر زندگی آثار گل‌رخسار اشاره داشته‌ام؛ و نگاهی کوتاه نیز به زندگی گل‌رخسار، گل‌رخسار و محیط ادبی ایران، سال‌شمار زندگی شاعر، میراث شعری گل‌رخسار در ایران، گل‌رخسار و جایگاه وی در ادبیات معاصر تاجیک و … شده است.

چرا در مورد شعر در تاجیکستان و شرایط ادبی حاکم بر آنجا به صورت مشروح توضیحاتی در همان فصل نخست ندادید؟

 

خب ترجیح من این بود که یک فصل جامع و جداگانه برای این موضوع در نظر بگیرم. در فصل سوم که «آب و آیینه» نام دارد، اتفاقاً به مسالۀ «دوره‌‌بندی شعر معاصر تاجیک و تحلیل وطن در میراث شعری گل‌رخسار» پرداخته شده است.
در این فصل ۴ موضوع اصلی مورد توجه قرار گرفته است. اول «دوره‌بندی شعر معاصر تاجیک»؛ دوم «تحول مفهوم وطن در ادب معاصر تاجیک»، سوم «تحلیل نوستالژی وطن در میراث شعری گل‌رخسار» و چهارم «گل‌رخسار و هویت ملی فارسی‌زبانان».

با توجه به اینکه ادبیات و به ویژه شعر در گذر تاریخ تاجیکستان در این کتاب به صورت دقیق مورد واکاوی قرار گرفته، آیا شعر خود گل‌رخسار هم به همین دقت مورد بررسی قرار گرفته است؟

بله در فصل چهارم با عنوان «جام بلور» به ۵۴ وطن‌سرودۀ گل‌رخسار به همراه معرفی و تحلیل کوتاه اشاراتی داشته‌ام. در ابتدای فصل هم توضیح داده‌ام که می‌شد اشعار بیشتری انتخاب کرد، اما حجم کتاب زیاد می‌شد، بنابراین فقط به برخی از شعرها اشاره شده است.

به عنوان آخرین پرسش تالیف این‌گونه تک‌نگاری‌های دانشگاهی چه تاثیری در  پیوند میان نخبگان فرهنگی دو کشور دارد؟

این‌ نوع آثار علاوه بر افزایش پیوندهای نخبگان فرهنگی و علمی بین دو کشور، زمینه‌ی گسترش دامنه فعالیت‌های علمی را در دو کشور در سطوح مختلف ازجمله نگارش اسناد علمی دانشگاهی در سطح پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاهی ایجاد می‌کند و از این طریق به گسترش روابط مردمی بین دو منطقه مدد می‌رساند. باید بپذیریم هنوز هم پس از نزدیک به سه دهه از استقلال تاجیکستان، زمینه کامل اجرای این نوع روابط دانشگاهی ایجاد نشده است.

 

 

 

لینک کوتاه : https://www.sanatweekly.ir/?p=7429